تبليغاتX
نه تیره ، نه روشن
سلام اول پوزش می طلبم به خاطر اینکه این دفعه خیلی دیر پست گذاشتم خب این از این
امروز کلاس ریاضی داشتم با این جلسه که رفتم میشه سومین جلسه اما باور کنید تو این سه جلسه هیچی نفهمیدم تازه پنجشنبه امتحان ریاضی دارم نمی دونم باید چی کار کنم اما ولش بی خیالش
حالا یه نمره ای می گیریم
می دونید از چی حرصم می گیره ؟   وقتی پیش یکی از فامیل ها میگم از ریاضی بدم میاد همه میگن
وا شما دیگه چرا این حرفو می زنی شما که با استعدادی نباید این حرفارو بزنی اقاجون من از ریاضی
بدم میاد همیشه هم وقتی می خواستم ریاضی حل کنم به قول مامانم قیافم ناله بوده
حلا دعواهام با معلم امسالم بمونه که چه بساطی داشتیم ...............     .
خلاصه سر کلاس داشتم صلوات می فرستادم که معلم منو نگه که برم و مسئلرو حل کنم که یهو اومد بالا سر من و گفت عزیزم اسمتون چیه من هم جوابشو دادم گفت برو و مسئله ی بعدی رو حل کن
پیش خودم گفتم خدا قربونت برم چه قدر اثر داشت گفتم خانوم من اینو بلد نیستم گفت عیب نداره حل کنی یاد می گیری من که بلد نبودم خودش اونو حل کرد بعد گفت یاد گرفتی ؟من هم که هیچ وقت دروغ
نمی گم گفتم نه گفت برو بشین بعد پیش خودم گفتم بالاخره جواب داد خدایا قربونت برم.............

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 22:42  توسط خانوم | 

سلام راستش من از طرف موسیمو به بازی دعوت شدم........خب خودتون برید وبلاگشو ببینید من دیگه توضیح ندم.....

اگه قرار باشه یه فیلم از سرگذشت و یا زندگی شما تا به این سنی که هستید درست کنن:

سئوال اول : چهار اتفاق مهم زندگیتون که باید حتما بهشون اشاره بشه کدومها هستن ؟
عینکی بودنم
علاقم به ساز ویولن
اشناییم با خانوم احمدی
علاقم نسبت به کتاب های هری پاتر و خانوم مسعود بهنود

سئوال دوم : چهار اتفاق مهم که اگه بهشون اشاره نشه خیلی بهتره ؟
ناخن خوردنم (البته در دو سال گذشته)
دعوا های من وبرادر بزرگم
دوستیم با مریم
استعدادی در نوشتن ندارم

سئوال سوم : خلاصه ای از اخلاقتون به اضافه شخصیت و غیره که باید بهشون اشار بشه :

دختر مهربونی هستم توی دوستی از هیچی کم نمی ذارم عاشق درس تاریخم واز درس ریاضی متنفرم
با دختر خالم خیلی صمیمی هستم تنها اخلاق بدی که دارم اینه که زود عصبانی می شم عاشق کتاب خوندن هستم ولی نمی تونم خوب بنویسم کتاب هری پاتر و جام اتشو ۱۱ بار خوندم خیلی دلرحمم جوری که دلم از ادم گرفته تا سگ و گربه می سوزه از سوسک و مارمولک متنفرم بعضی جاها خجالتیم خیلی منظم نیستم و همیشه کتابخونم بهم ریختس عاشق طبیعت هستم و از دیدنش لذت می برم اکثرا رمان می خونم فیلم دیدنو خیلی دوست دارم سر فیلم میم مثل مادر و روز سوم تو سینما خیلی گریه کردم دیالوگ های فیلم میم مثل مادرو حفظم
از سه شنبه ها و یکشنبه ها متنفرم ولی پنجشنبه هارو دوست دارم از عدد ۱۰ خوشم میاد موسیقی خیلی گوش میدم شعر های سامی یوسف و احسان خواجه امیری رو دوست دارم و خارجی هم گوش نمی کنم یه نفر و دوست داشتم ولی حالا ازش متنفرم (عشق و نفرت)..........همین.

سئوال چهارم : با در نظر گرفنم چهره « واقعیتون » کدوم یکی از هنرپیشه ها رو برای بازی انتخاب می کنین ؟

گلشیفته فراهانی (ایرانی)
رانی موکرجی (هندی)

حالا از دوستای خوبم ، محمدرصا باقری ، باران ، یاسمن ، جیسی اف ، علی ، ساغر و جوجه اردک زشت و بقیه دوستان که این پست رو دیدند ، میخوام که توی این بازی شرکت کنند......

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 22:6  توسط خانوم | 
سلام دلم بای همتون تنگ شده بود باید یاد اوری کنم موشا غلطه مشا نوشته می شه جای همتون خالی چه اب و هوایی داشت سرمای زمستونو داشت حالا.......... اونو وتش کن به هر حال خیلی خوب بود به همتون پیشنهاد می کنم اونجا برید
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 12:55  توسط خانوم | 
این اخرین پستی هست که میذارم چون فردا داریم میریم موشا

حالا بعضی از شماها می تونید بشینید با خودتون فک کنید موشا کجاست

تا یکشنبه خداحافظ

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت 21:9  توسط خانوم | 
سلام به شما عزیزان

امروز به دکتر چشم پزشکی رفتم(البته با اجازه ی شما)دکتر جون بعد از معاینات دقیق چشمی  به

من گفت چشم شما به دلیل کار زیاد کشیدن از چشماتون ضعیف شده است

تا ساله دیگه فک کنم باید عینک ته استکانی بزنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت 21:6  توسط خانوم | 
سلام

بالاخره قالب وبلاگم درست شد !

هورا !!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت 16:33  توسط خانوم | 
سلام قالب وبلاگم مشکل پیدا کرده فعلا نمی تونم پست بذارم!!!!!!!!!

دلم براتون تنگ می شه...........

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 22:46  توسط خانوم | 
امروز خیلی سرم شلوغه اخه همش داشتم نظرات شما عزیزان رو می خوندم

بابا ایول به مرامتون که واسم انقدر نظر گذاشتید واقعا منو امیدوارم کردید

خودم از اول می دونستم وقتی وبلاگ بزنم واسم خیلی نظر می ذارید

(عزیز رو با تو نبودم که واسم ۷ تا نظر مزخرف گذاشتی به خودت نگیر)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 12:13  توسط خانوم | 
دو روز پیش خبر اخراج فرزاد حسنی رو از یکی از سایت ها خوندم .من خودم به شخصه خیلی ناراحت شدم چون فرزاد تو برنامش چیزی به جز حقیقت رو نگفته بود و طبق معمول گفتن حقیقت مساوی هست با اخراج.دیشب تصمیم گرفتم اجرای مدررسو ببینم انصافا توی اجرا در مقابل اجرای حسنی کم اورده بود .

به نظر من .                                                                                                    

به هر حال امیدوارم این خبر دروغ باشه چون من برنامه کوله پشتی رو فقط به خاطر اجرای خوب حسنی می دیدم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 19:20  توسط خانوم | 
سلام

آزمایش میشه

یک

دو

سه

*****

من خانوم هستم

اولین بارمه که دارم وبلاگ می نویسم

امیدوارم اوقات خوبی با هم داشته باشیم

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 18:55  توسط خانوم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
دوست من
من و تو در زندگی غریب هستیم و با یکدیگر غریب خواهیم ماند
هر یک نیز با خود غریبیم
تا آنروز که تو سخن بگویی و من گوش فرا دهم
اما می پندارم صدای تو ، صدای من است ، و روبرویت می ایستم
گویی در برابر آینینه ای ایستاده ام

نوشته های پیشین
مرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
پیوندها
نقطه
من و تو
جوجه اردک زشت
صدفهای سرگردان
نجوای قلم
با من بمان ای ماندنی !
مسافر غریب
به نام غربت
نجوای قلم 2
رهگذر
بردیا
علی
افکار من
طبیب عشق
محاب
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان